اولياء الله آملى
19
تاريخ رويان ( فارسى )
ديالم آل بويه بر همان قرار مانده بود « 1 » . و خانه و سراى صاحب بن عباد اكفى الكفات - كه يگانهء جهان بود و در هيچ عهدى مثل او وزيرى كافى در مسند وزارت قرار نگرفت و تا اكنون وزراى عصر را به نسبت او صاحب خوانند - مثل تلى عظيم مانده بود در آن محله . فى الجمله منوچهر از طبرك با شهر خراميد و حصار را حصين « 2 » ساخت و شش ماه در شهر قرار گرفت . چون مقام در آنجا متعذر گشت و طاقت مقاومت نداشت ، سنت « الفرار ممّا لا يطاق » كار بست و به شب بگريخت و به راه لارجان به طبرستان درآمد . « و من نجا برأسه فقد ربح . » افراسياب [ 9 ] با لشكر گران به دنبال او بيامد و جهان بسيط و عريض - چون سوراخ سوزن - بر منوچهر تنگ گردانيد . كأنّ بلاد اللّه و هى عريضة * على الخائف المطلوب حجرة فأرة « 3 » منوچهر چاره نديد ، مگر كه به حدود رويان به ديهى افتاد كه آن را مانهير گويند و آنجا در روى كوه غارى عظيم بود كه نهايت آن پديد نبود . جملهء ذخاير و خزاين آنجا پنهان كرد و به عهد حكومت الحسن بن يحيى العلوى كه معروفست به كوچك علوى ، كسان او در آن غار رفتهاند و مالهاى بسيار برداشتهاند . افراسياب در حوالى آمل ، به بقعهاى كه خسروهاباد « 4 » خوانند ، فرود آمد و آن ديه تا به عهد و شمگير بن زيار كه پدر قابوس بود ، معمور بود و بالاى اين ديه درختى بود كه آن را شاتىمازى « 5 » گفتندى ، خيمهء افراسياب زير آن درخت زده بود . « 6 »
--> ( 1 ) - مطالب بالا با تغييراتى در ص 11 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين آمده است . ( 2 ) - حصار را حصن ساخت ( تاريخ طبرستان ص 61 ) ( 3 ) - كفة حابل به جاى حجرة فارة ( تاريخ طبرستان ص 61 ) ( 4 ) - خسرهآباد و خسروآباد ( تاريخ طبرستان ص 61 ) ( 5 ) - شاتىمازئن در متن و در نسخ ديگر : شاتى بن مازى و شاتىء نارى بن ( تاريخ طبرستان ص 61 ) ( 6 ) - مطالب بالا با اختلافاتى در ص 12 تاريخ طبرستان سيد ظهير الدين نقل شده است .